...!!!تنها خدا می داند
خدایا چه می شد تو موجی و من ساحلی دور بودم ××× شبی با دو بازوی بگشوده خود تو را می ربودم
ای ساربان اهسته ران کارام جانم میرود وان دل که با خود داشتم با دلستانم میرود من مانده ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم درد درون پنهان نمیماند که خون بر آستانم میرود محمل بدار ای ساربان تندی مکن با کاروان کز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم میرود با آن همه بیداد او وین عهد بی بنیاد او در سینه دارم یاد او یا بر زبانم میرود باز آی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم میرود صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من گر چه نباشد کار من هم کا از آنم میرود در دفتر جان از بدن گویند هر گونه سخن من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود داشتم اشتباهاتمو پاک میکردم که یادشون آزارم نده کاش میشد...! میدونم بزرگیت محوشون میکنه!مثل عدد در برابر بینهایت نا گفته زیاد دارم تو که خودت میدونی پس بازم به گفته های کهنم گوش کن...
چقدر امروز نوشتن سخته مامانم میگفت وقتی حرفی واسه گفتن نداری بهتر حرف نزنی اطلاعیه مهم قابل توجه دوستان عزیز ما اینیم دیگه با مامان داشتیم اخبار را نظاره میکردیم که دیدیم واااااااااااااااااااااااااااااااااااای کارنامه های کنکور ۹۰ اومده و بی خبر موندیم رفیم سراغ کامپیوتر بخت برگشته چشمامون ۴ تا شد ۱۰۰۰ ولی عجیب خر زده بودیما ناخوداگاه خوابم میگیره (بس که بی خوابی کشیدیم) گشنمم میشه(از بس که تقویت شدیم). هر چند الان ی آبدوخیارم زورکی جلومون میزارن من گوشیمو برداشتم شروع کردم یکی یکی خبر نمیدونی چه حالی کردم وقتی به پسر عموم گفتم رتبمو انگار ۴-۵ سانت قد کشیدم از فردا با چه پز برم بیرون تا ۲ ساعت دیگه امتحانم شروع میشه گواهیناممم که بگیرم دیگه... جا داره از همکاران پشت صحنه هم که مارا در ساخت این رتبه یاری نمودند تشکر ویژه بعمل بیاریم: خدا جونی مامان جونیم بابا جون امیر گلم نفیسه سارا وزارت کشور آقای لطفی مامان نفیسه مامان سارا ی صحنه خیلی جالب الان سرمو برگردوندم دیدم صبح شده از نماز صبح تا الان دارم فک میزنم خدا جونی عاشقتم نتیجه اخلاقی: کنکور دهید. موفق شوید باهاش پز بدید به آرامی آغاز به مردن ميكنی خیلی حرفا گفتنی نیست...
![]()
اما زود بعدش میگفت :دختر تو از آنشرلی ام وراج تری![]()
بنده مجاز به انتخاب رشته گردیدم![]()
![]()
![]()
![]()
خودم یاد اون روزا می افتم اشکم در میاد!!!![]()
![]()
بی جنبگی در حد بارسلونا![]()
سرمو میتونستم عین ی مرد بالا بگیرم که این مهندسی برقشو نزنه تو سر من![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
(مخصوص)![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خوب دیگه برم آماده شم باید ۷ برم آموزشگاه![]()
![]()
![]()
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی.
به آرامی آغاز به مردن ميكنی
زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند.
به آرامي آغاز به مردن ميكنی
اگر بردهی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.
تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامیدارند،
و ضربان قلبت را تندتر ميكنند،
دوری كنی . .. .،
تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی
اگر هنگامی كه با شغلت، يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگيات
ورای مصلحتانديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن!
امروز مخاطره كن!
امروز كاری كن!
نگذار كه به آرامی بميری!
شادی را فراموش نكن
| Design By : Night Melody |

